تازه آبان یادش اومده بود که میتونه سرد باشه ... تو مسیر چند نفر بودن که بلال درست میکردن . وقتی از کنارشون رد میشدم چند لحظه ای دستم و رو ذغال کنارشون گرم میکردم ... وقتی بهش رسیدم هنوز همون شالگردن و داشت هنوز عین نسخه چینی امیلی بود ! فکر کردم قراره همون بیرون بشینیم و حرف بزنیم ولی دیدم دو تا بلیط دستشه و بعد اینکه بهم نشون داد ، گفت که همونجوری که دوست داری ... قرار نیست حرف بزنیمیه نمایشه و تو باید ببینیش ! من ؟ انگار ۱۸ سال پیش یه پرستار اومد تو گوشم گفت : منظورش از « ببینیش » نمایش نیست ... یه آدمه !!!وارد سالن که شدیم همه جا تاریک بود و من طبق معمول کور ! شبکور با صدای گروه موسیقی چراغ روشن میشد و چشمای من بسته ... ! فهمیدم و نمیخواستم ببینم ... نمیخواستم باهاش رو به رو بشم عشق ؟ عشق یعنی یه نفر داره موسیقی مینوازه و شما حرکات پاهاش و ببینید #گمشده + نوشته شده توسط نویسنده | Captain Tomato...
اشک مایعی است که به صورت پی در پی از غدد اشکی درچشم ترشح میشود و نقش حفاظت و مرطوب کردن و تغذیهای دارد. اشکهایی که هنگام گریه تشکیل میشوند به احساساتی شدید همچون اندوه، خوشحالی، هیجان، حیرت و لذت مربوطند. خنده و خمیازه نیز میتوانند به تشکیل اشک منجر شوند.